تبلیغات |
زاگرس
اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک
قطعنا نمی توان با صحبت های فروشنده به اصل بودن تلفن همراه اطمینان کرد .شما می توانید با وارد کردن شماره سریال تلفن همراه خود در این سایت(https://www.numberingplans.com/?page=analysis&sub=imeinr)
و وارد کردن کد IMEI تلفن همراه خود کشور سازنده تلفن همراه خود را
ببینید . برای بدست آوردن کد IMEI تلفن همراه خود کد *#۰۶# را در تلفن
همراه وارد کنید و کدی که در صحفه نمایش نشان داده می شود را در فیلد سایت
وارد کنید و آنالیز را بزنید و نتیجه را مشاهده کنید.
نوع مطلب : موبایل، برچسب ها :
نوع مطلب : برچسب ها : از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد، نه آنچه را که آرزو داری، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار! هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد. خداوند اگر آرزویی در تو قرار داده، بدان توانایی آن را در تو دیده است! باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم! دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد. دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان! زندگی حکمت اوست، زندگی دفتری از حادثه هاست، چند برگی را تو برگ می زنی و مابقی را قسمت!نوع مطلب : نکته های کوچک زندگی، برچسب ها : نکته های کوچک زندگی * وقتی به شدت عصبانی شدی دستهایت را در جیبهایت بگذار. * یادت باشد بهترین رابطه میان تو و همسرت زمانی است که میزان عشق و علاقه تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد. * مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر. * اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن. * هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی . * یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است. * هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند. * از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است. * در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن. * وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟" * هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن. * هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن. * با زنی که با بی میلی غذا می خورد ازدواج نکن. * وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای. * هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور. * راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن. * هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر. * شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد. * سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش " * هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد. * چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد. * وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور. * هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن. * وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.
* در حمام آواز بخوان. * در روز تولدت درختی بکار. * طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند. * بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر. * فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی. * ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن. * هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند. * شیر کم چرب بنوش. * هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد. * فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود. * از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس. * فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند. منبع: کتاب نکته های کوچک زندگی. اچ جکسون براون نوع مطلب : نکته های کوچک زندگی، برچسب ها : - «اگر نمیتوانی بالا بروی، سیب
باش تاافتادنت اندیشهای را بالا برد.»
- «ستایشگر معلمی هستم که چگونه اندیشیدن را به من بیاموزد، نه چگونگی اندیشهها را.» - «ابراهیموار زندگی کن و در عصر خویش معمار کعبة ایمان خویش باش.» - «هر کس مظلوم است، خودش ظالم را یاری کردهاست.» - «مردن هم همچون زیستن بهانهای میخواهد.» - «,وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست.»(پس از شهادت) - «از سکوت اگر به خشم آمدی سکوت کن.» - «آنان که به هر ذلتی تن میدهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش و پلید تاریخند.» - «آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند.» - «میوههای گوارا و معطر تاریخ، انسانهایی هستند که سعادت را به خاطر صعود به قلة عظمت به اعماق دره پرت کردهاند.» - «زیبایی به خوش سیرتی است نه به خوش صورتی.» - «ظلم است که معلم را به شمع تشبیه کرد زیرا شمع را میسازند که بسوزد ولی معلم میسوزد که بسازد.» - «دوستدار هنرمندانی بودهام که به جای خاتمکاری و کاشیکاریهای ظریف و آرایشهای رقیق و نازککارانه، وقار کوهستانهای لجوج و خشم طوفانهای وحشی و ابهت و اقتدار آسمان گرفته و مصمم زمستانی و پهندشتهای دهشتناک و خشن را سرمایة هنر خویش ساختهاند.» - «بگذار تاشیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشایدهر چند معنایش جز رنج و پریشانی نباشد؛اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل مکن» - «انسان نقطهای است بین دو بی نهایت بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته» - «سفر هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد، اما... زندگی به من آموخت، برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد.» - «در فلق بگریز ای سوار سپیده صبح که سیاهی شب همه جا را فراگرفتهاست که افسونگران چیره دست در گرهها میدمند و دوستان دشمن کام» - «نه، من هرگز نمینالم؛ قرنها نالیدن بس است؛ میخواهم فریاد کنم؛ اگر نتوانستم ، سکوت میکنم؛ خاموش مردن بهتر از نالیدن است» - «آن«امانت»که خدا بر زمین و آسمانها و کوهها عرضه کردو از برداشتنش سر باز زدند و انسان برداشت،همین است.نه عشق است و نه معرفت است و نه طاعت...«مسئولیت ساختن خویش»است. کاری که در ید قدرت خداوندی است انسان خود به دست میگیرد!...(هبوط)» - «در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد، میگریند» - «در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید .» - «حسین بیشتر از آب تشنهٔ لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.» - «برای شناختن هر مذهب باید خدایش را، کتابش را و پیغمبرش را و بهترین دست پروردههایش را دید و شناخت.(فلسفهٔ انسان)» - «در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست، ولی در نماز پایان است.شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.» - «در راه گم شدن از گمراه شدن بد تر است.(فلسفهٔ انسان)» - «آگاهی "نعمتی است که خدا به هرکس داده کاش نگیرد و به هر کس نداده کاش ندهد.(فلسفه انسان)» - «در داستان خلقت است که مسئولیت معنا پیدا میکند و اینکه عشق و عقل هر دو باید دست اندر کار باشند تا آدم بیدار شود و به بینایی برسد.» - «کسی که راه را غلط رفته، اگر درست راه برود، زودتر ممکن است راه درست را بیابد تا آنکه در راه درست، غلط راه میرود.» - «به سه چیز تکیه نکن ، غرور ، دروغ و عشق ... آدم با غرور میتازد ... با دروغ میبازد و با عشق میمیرد» - «اگر میخواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید» - سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دستهای نویسندگان، اگر بدانی ، خود میتوانی نوشت. نوع مطلب : دكتر شریعتی، برچسب ها : قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج قبل از ازدواج نوع مطلب : برچسب ها : نه مرادم نه مریدم نه پیامم نه کلامم
نوع مطلب : شعر، برچسب ها :
دلیل
قانع کننده!
مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. نوع مطلب : برچسب ها :
من بی
حیا نیستم
روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز
و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که
خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او
ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند. نوع مطلب : برچسب ها : انتخاب نخست وزیر!
پادشاهی می خواست نخست
وزیرش را انتخاب کند ... نوع مطلب : داستان های جالب و واقعی، برچسب ها : دلخوشی
مردمان سیاه من چه پر غرور در برابر سایه های
تو ..... کم می
آورند!
مردمان سیاه من چه با شکوه در
برابر حقیقت تو ....... عاشق می شوند!
مردمان سیاه من چه بی صدا در میان آسمان
تو...
ق..
ط...
ر....
ه........
ق.....ط.......ر.......ه
ه
ه
ه
به راستی که هنوز به عمق آسمان چشمهایت نرسیدم .آ...
خودت گفتی. تو که در بال پیراهن چشمهایت ابری نداری.تو چرا می لرزی .نکند .....
نکند تو نیز عاشق باشی .
نکند تو نیز کم آورده باشی ... چه تصویر زیبایی!
می بار م می بار م.
می خندم ومی خندم. باز می باز مو می باز مو م ..با.. زم .خودمانیم
.....کم می آورم .باااااا....
عاشق می شوم.
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : شب
سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند زمن آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غمها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است خنده ای کو که به دل انگیزم قطره ای کو که به دریا ریزم صخره ای کو که بدان آویزم مثل اینست که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریك است اندکی صبر سحر نزدیک است نوع مطلب : شعر، برچسب ها :
ژان كوكتو :
آیزاك
آسیموف
:
ناپلئون :
پیروزی یعنی توانایی رفتن از یك شكست به شكست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق نوع مطلب : برچسب ها : گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد نوع مطلب : برچسب ها : ابراز عشق یك عرب به همسرش:::::::عزیزم ، در صحرای قلبم تو تنها شتری
تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان، كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد
به غضنفر میگن نظرت راجع به مار چیه ؟ میگه حیون خوبیه فقط حیف که همش دُمه
غضنفر هلو میخوره به هسته اش که میرسه یهو میگه : ای ول گردو هم داره
یه روز غضنفر داشته از جلوی یه دختره رد میشده.با سر میخوره زمین.برا ی اینکه کم نیاره به دختره میگه حرکتو داشتی؟
شخصی رفته بود آمپول بزند , آمپول زن میپرسد چپ یا راست ؟طرف میگوید آقا توروخدا سیاسی اش نكن، وسط بزن
نوع مطلب : جوك و اس ام اس های جدید، برچسب ها : |
|||||||||||||||||||||||||||||||